|
فریاد دادخواهی
|
||
كسي باور نخواهد كرد
اما من به چشم خويش مي بينم
كه مردي پيش چشم خلق بي فرياد مي ميرد
نه بيماراست
نه بر دار است
نه در قلبش فرو تابيده شمشيري
نه تا پر در ميان سينه اش تيري
كسي را نيست بر اين مرگ بي فرياد تدبيري
لبش خندان و دستش گرم
نگاهش شاد
تو پنداري كه دارد خاطري از هر چه غم آزاد
اما من به چشم خويش مي بينم
به آن تندي كه آتش مي دواند شعله در نيزار
به آن تلخي كه مي سوزد تن آيينه در زنگار
دارد از درون خويش مي پوسد
بسان قلعه اي فرسوده كز طاق و رواش خشت مي بارد
فرو مي ريزد از هم در سكوت مرگ بي فرياد
چنين مرگي كه دارد ياد؟
كسي آيا نشان از آن تواند داد؟
نميدانم كه اين پيچيده با سرسام اين آوار
چه ميبيند درين جانهاي تنگ و تار
چه مي بيند درين دلهاي ناهموار
چه مي بيند درين شبهاي وحشت بار
نمي دانم
ببينيدش
لبش خندان و دستش گرم
نگاهش شاد
نمي بيند كسي اما ملالش را
و شمع تندسوز اشك تا گردن زوالش را
فرو پژمردن باغ دلاويز خيالش را
صداي خشك سر بر خاك سودن هاي بالش را
كسي باور نخواهد كرد...
(فريدون مشيري)
مشاهده برخی نظرات مرجعه کنندگان به سایت بالاترین (که اکثرا از مخالفان نظام هستند) در مورد بیانیه موسوی می تواند برای حقیقت طلبان، کافی باشد. فراموش نکنیم این نظرات متعلق به مخالفان نظام است:
parse555 گفت:
چقدر این دیدگاه ها (دیدگاه های هواداران موسوی) به شعارهای سی سال پیش شبیه
است. آن زمان "روح منی خمینی" بود و اکنون یا "حسین میرحسین". هم میهن
گرامی، هیچ ملتی تا کنون به پشتوانه شعارهای احساسی به هدفش نرسیده که ما
دومیش باشیم. چشمانمان را بازتر کنیم. زمانی خمینی آشکارا گفت که هیچ
احساسی نسبت به ایران ندارد ولی ما پیام را نگرفته و در پاسخ "روح منی
خمینی" را سر دادیم. اکنون موسوی و کروبی "شعار جمهوری ایرانی" را رد می
کنند، ولی باز هم پیام را نمی گیریم و در پاسخ "یا حسین، میر حسین" و "شیخ
شجاع" را سر می دهیم. گیرم که صدای مخالفان را با انگ "ساندیس خور" و
"دارای مغز معیوب" خفه کردید، ولی با ملتی که از اینهمه دروغ و دورویی جانش
به لب رسیده چکار می کنید؟ یادتان باشد، تا میهن پرست نباشد و اهداف و
آرمانهای ملی اولویت درجه اول شما نباشد، نمی توانید میهن را نجات دهید.
دستکم از از ملتهای دیگر درس بگیریم!
havaspart گفت:
دموکراسی آمریکا، به رعایت اصول مذهبی شهره بوده اند. نقش آدمهایی مثل
جفرسون که در عین مذهبی بودن، احساسات مذهبی مردم رو زمین بازی امور عقلانی
خودش قرار نداد، باعث به وجود آمدن سیستم دموکراسی شد که امروز می بینیم.
هرچند امروز هم تربیت مسیحی بنیادگراهای مذهبی بزرگترین دشمن داخلی این
کشور، و محصلان فرهنگ بنیادگرای اسلامی بزرگترین دشمنان خارجی این کشور
هستند.
در ایران هم هیچ سیاستمداری در عرصه عمومی از طریق ضدیت با اسلام نمی
تونه محبوبیت در سطح کلان جامعه کسب بکنه، شاهد این امر این است که در
کشورهای اروپای غربی هم هنوز سیاستمدارها لازم است که معتقد به جریان مذهبی
رایج در جامعه خودشون باشند، ولی لزومی نداره به ایده اشتباه مکتبی کردن
اسلام ادامه بده...
sakar گفت:
میر عزیز پیامت شیرین و دلنشین بود و نمره بیست می گرفت اگر آن دو جمله ای
که در مورد خمینی نگفته بودید. همان دو جمله ای که با رنگ قرمز نوشته بودی
که بیشتر جلب توجه کنه.
poyandeh گفت:
نظام .... ولایت فقیه با تکیه بر ... بنا شده.
آیا هدف وسیله را برای امام راحل توجیه نمیکرد:
” ما میخواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس ممکن است دیروز من یک حرفی زده
باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را. این معنا ندارد که من
بگویم چون دیروز حرفی زدهام باید روی همان حرف باقی بمانم.”[24]
[آیت ا...] خامنهای وارث خلف [امام] خمینی هست. در واقع آنچه را که امروز
بعنوان رژیم “جمهوری” اسلامی میشناسیم. این دیکتاتوری نظامی مذهبی: چیزی جز
تداوم طبیعی افکار ضد دمکراتیک؛ تمامیت خواهانه و قرون وسطایی “امام” راحل
نیست. این نکته ای است که طرفداران از قدرت اخراج شده خط امام از بررسی
صادقانه آن خوداری میکنند.
تکرار حرفهای امام در فرستادن پیام به مناسیت روز دانشچو و 16 آذر توهین به
شعور هر ایرانی و دانشجوی آزاده است.
ramtin5790 گفت:
من به شخصه حاضر نیستم بابت تغییر جمهوری اسلامی به جمهوری اسلامی رحمانی
هیچ هزینه ای بدم.
امروز ما ملت برای اینکه راه خود را ادامه ندهیم تحت فشاریم. شدیدترین فشار ها بعد از جنگ تحمیلی امروز بر مردم وارد می شود تا به هر شکلی که شده نگذارند این ملت که می خواهد بر علیه منافع نظام سلطه گام بردارد به راه خود ادامه دهد. آنها می خواهند ملت ایران "تغییر" کند. شعار آن کاندیدا _تغییر برای ایران_ به یادم می آید. یادم است آن شیخ بی سواد این شعار را به زبان انگلیسی بر روی تراکت ها و تی شرت های تبلیغاتی خود چاپ کرده بود. انگار که مخاطبانش ملت ایران نبودند بلکه آمریکا و انگلیس بود. شاید می خواست به شعار اوباما که همین "Change" بود، جواب دهد و در واقع برای او دست تکان دهد. دشمنان بعد از اینکه از گزینه نظامی نا امید شدند فشار سیاسی، جنگ روانی و فشار اقتصادی را بر کشور تحمیل می کنند و هر روز می خواهند این حلقه را تنگ تر کنند. در این میان کسانی که دم از دموکراسی و احترام به رای اکثریت می زدند، یک سال پیش در چنین روزهایی، به جای اینکه به ملتی که علی رغم تمام فشار ها، به استقامت و عدم تسلیم در برابر مطامع بیگانه رای داد احترام گذارند، به نظر و رای آنها بی حرمتی کردند. آنها به رای مردم مظلومی بی احترامی کردند که معمولا صدایشان به جایی نمی رسد و با حداقل امکانات زندگی خود را سپری می کنند. این مردم نه دغدغه شان کمبود پهنای باند اینترنت است، نه ماهواره و نه نقض حقوق بشر. آن ها تنها حق خود را می خواهند. حقی که برای استیفای آن انقلاب کردند اما امروز، بعد از گذشت 31 سال از انقلاب، آن ها هنوز برای احقاق حقشان باید بجنگند و برای به پای میز محاکمه کشاندن یک مفسد اقتصادی این همه هزینه بدهند. من سن زیادی ندارم ولی می دانم که امام گفت این فرودستان ولی نعمتان ما (مسئولان) هستند. مگر امام نگفت هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید؟ ولی امروز عده ای می خواهند شعار مرگ بر آمریکا را حذف کنند تا بجای آن هوادارانشان در خیابان هر چه فریاد دارند بر سر بسیجی ها بکشند. اگر در کتابهای دوران راهنمایی و دبیرستان خیانت خائنان به این وطن را باور نمی کردم اما حالا به چشم خود می بینم. من امروز در دانشگاه می بینم کسانی که هوادار جریان فتنه هستند، هیچ تعلق و وابستگی ای به راه امام ندارند و اصولا با انقلاب اسلامی مخالف هستند. آنگاه چگونه است، سران فتنه که اکثر حامیانشان را همین دانشجویان نا آگاه و فریب خورده و اکثرا از طبقه مرفه تشکیل می دهند خود را در خط امام می بینند؟ مگر می شود که آمریکا، انگلیس و حتی اسرائیل از کسانی حمایت کنند که پیرو خط امام اند؟ امامی که می گفت: ما آمریکا را زیر پا می گذاریم...
اصلا اتحاد مخالفان انقلاب اسلامی در حمایت از این فتنه گران به حدی روشن کننده است که هر انسان با حداقل فهم و درک را به این حقیقت می رساند که فتنه گران در خط امام نیستند. علاوه بر این آن ها دروغ گو هم هستند، چراکه می گویند ما در خط امامیم. این ملت زمانی که امام خمینی را به رهبری بر گزید به خاطر ویژگی های امام بود، نه وابستگی فامیلی به شخص خاصی. امام نزدیک ترین فرد به معیار های مورد نظر مردم برای رهبری جامعه بود. و حالا نیز وضع فرقی نکرده است. مردم قائل نیستند کسی چون نواده امام است و با امام رابطه فامیلی دارد، لزوما در خط امام است. هر کسی از معیارهای مورد نظر مردم دور شد، کما این که نزدیک ترین شخص به امام باشد، از دید مردم ادامه دهنده راه امام نیست. و اگر کسی طبق این معیار ها حرکت کند در خط امام است حتی اگر سید حسن نصرالله باشد. عده ای گمان می کنند چون نوه امام هستند هیچ کس مانند آنها امام را نمی شناسد، ولی من معتقدم آنقدر که مردم امام را شناختند این نوادگان نتوانستند پدر بزرگ مجاهد خود را بشناسند. امام نیز رابطه ای که خود می خواست را با مردم برقرار کرده بود و هیچ کس واسطه این ارتباط نبود. برای امام همین مردم مهم بودند. این روزها بعضی از شخصیت ها اهانت به نوه امام در سالروز وفات امام را محکوم می کنند. من نمی دانم چرا این ها فقط بلدند مردم را محکوم کنند ولی کسی از نوه امام سوال نمی کند (محکوم کردن پیشکش) که چرا بعد از گذشت یک سال از فتنه ای که گذشت، در مراسم عروسی خیلی راحت با سران فتنه به دور یک میز می نشیند و گل می گوید و گل می شنود؟ این فتنه گران همان کسانی بودند که یکسال خون مردم مستضعف را در شیشه کردند. حالا بعد از منتشر شدن عکس هایش با فتنه گران اعتراض می کند که چرا آن عکس ها را پخش کردند و کاری کردند که مردم بفهمند؟ در روز ارتحال امام عده ای از مردم در اعتراض به این کار سید حسن شعار می دادند. مگر مردم حق اعتراض ندارند؟
این سوال و بعلاوه آن چندین سوال دیگر در ذهن من وجود دارد اما سوالات زیاد و جواب ها کم. مانند جواب های من به سوالات امتحان امروز...
ديروز عاشورا بود و من امروز به وضوح ميبينم يزيديان زمان را. امروز فهميدم كساني كه شعار احترام به حقوق ملت را ميدادند و ميدهند، منظورشان از ملت، طبقه متوسط به بالا بود و ديدم كساني كه شعار "زنده باد مخالف من" ميدادند و ميدهند حاضر نيستند راي ملت را به رسميت شناخته و به آن تمكين كنند و براي رسيدن به اهداف خودخواهانه خود حاضرند همه چيزهايي كه اين كشور با ايستادگي و نثار كردن خون بهترين جوانان خود بدست آورد را قرباني كنند. اصولا از نظر آنها، تنها راي و سخن و تصميمي بر آمده از نظر ملت است كه موافق با نظرات آنها باشد و يك حكومت تنها زماني دموكراتيك است كه خروجي آن كاملا منطبق بر انتظارات آنان باشد. اين همان ديكتاتوري مدرن است. ديكتاتوري اقليت خودخواه بر اكثريت مظلوم.
و كدام عقل سليمي است كه با تطبيق شرايط امروز با زمان وقوع فجايع عاشورا، نتواند به درستي حق را از باطل تميز دهد؟ حق با كيست؟ با جنبش ميريزيد موسوي؟
غدیر داستان دیروز نیست، چراغیست که امروزمان را می افروزد و ولایت ریسمانی الهی است که همیشه و همه جا ما را به سوی خود فرا می خواند.
درخت ولایت ریشه در بوستان وحی دارد و شاخ و برگ در آسمان گسترده است. آنکه سایه پر مهر ولایت را بر سر گسترد در میان قرائتهای رنگ رنگ و پر فریب سرگردان نگردد و آنکه عهدشکنان غدیر را به خوبی بشناسد، امروز نیز دست پر نیرنگ فرزندانشان را به یاری و بیعت در دست نگیرد.
توانی بسیار باید دستانمان را که بتواند با خدا بیعت کند و آن همه عظمت را در خویش بفشارد؛ ولی هراسی به دل راه ندهید! بگذارید دستمان زیر فشار قدرت علی بشکند؛ اما بیعتمان استوار بماند!
رجا نیوز- در دنياي امروز که حتي خصوصيترين رفتارها و اظهارات شخصيتها نيز از تيررس رسانههاي اينترنتي، صوتي و تصويري در امان نيست، هر روز اخبار تأملبرانگيز، شگفتآور، ترسناک و گاه خندهآوري از اظهارات و مواضع افراد شناخته شده، فضاي رسانهاي موجود را در مينوردد و چشمها و گوشهاي بسياري را به خود متوجه ميسازد.
اين موضوع بويژه در ايام پس از انتخابات رياستجمهوري دهم در ايران، مصاديق زيادي يافت و طي آن بارها مواضع و سخنان شخصيتهاي مختلف بر صدر رسانهها قرار گرفت و موجي از واکنشها را برانگيخت.
اين بار اما نوبت به شيخ يوسف صانعي رسيده تا از نردبان مطالب سايتهاي خبري و ديگر رسانهها بالا رود و بر قله آنها بنشيند.
براي دانلود فايل تصويري اينجا کليک کنيد./ لينک کمکي
البته صانعي در جريان آشوبهايي پس از انتخابات نيز، چندين بار به مدد بيانيههايي که در حمايت از ميرحسين موسوي، مهدي کروبي و آشوبگران معترض و مخالفت با احمدينژاد منتشر کرد، به خبر اول رسانهها بهويژه رسانههاي بيگانه تبديل شده بود.
اين روند اما، ادامه يافت و رسانههاي خبري پرده ديگري از "کينه" شيخ يوسف را از رئيس جمهور دهم، افشا کردند.
بر اين اساس، صانعي که در هفتههاي گذشته بارها در حمايت از آشوبگران، نظام را متهم کرده و تلويحاً شخصيتهاي انقلابي را مورد اهانت قرار داده بود، اخيرا نيز در اقدامي عجيب احمدينژاد را "حرامزاده" خواند.
وي که خود را "مرجع تقليد" ميخواند، در جمع تعدادي از روحانيون همنظرش در گرگان، با اشاره به مراسم تحليف رئيس جمهوري در مجلس گفت: "در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند ميخورند، اين هم کفاره داره هم حنثش معصيت کبيره است. اون وقت چطور روز از نو روزي از نو؟ اين از حرومزادگيشه دروغ ميگه! والا امام زمان رو ميبينه".
اهانت بيسابقه و تعجببرانگيز صانعي به رئيس جمهور کشور که حدود دو ماه پيش با کسب بيش از24،5 ميليون راي، بار ديگر از مردم ايران راي اعتماد گرفته،در حالي منتشر مي شود که فيلم اين فحاشي اکنون در خروجي سايت هاي مخالف نظام در دسترس است با اين وصف، براي يوسف صانعي ممکن نيست تا با تکذيب صوري شانه از بار مسئوليت بيان چنين سخنان مجرمانه اي خالي کند.
البته اين فحاشي علاوه بر اينکه مفهوم ادعاهاي صانعي و کانديداي محبوبش را درباره "اخلاقمداري" و "ادب" بر همگان روشن ساخت، جايگاه اين شيخ را در ميان علما و مراجع قم نيز بيش از پيش افشا کرد.
صانعي که نقش پررنگي در همراهي موسوي براي ادامه آشوبها و گسترش دامنه آنها ايفا کرده، حتي از سوي رسانههاي ضد ايراني بيگانه با عنوان "آيتالله العظمي" ياد ميشود تا بدين وسيله به سخنان و ادعاهاي وي جنبه واقعي بخشيده شود.
ادعاهايي صانعي با درخواست موسوي و با تاکيد بر "تقلب" کليد خورد اما پس از آنکه هيچ سند و دليلي براي اثبات آن وجود نداشت، اکنون وارد فاز اتهامزني و اهانت به نظام و منتخبان ملت ايران شده، به گونهاي که دست از ادب و نزاکت و منطق شسته و بدون دليل روي به فحاشي به بالاترين مقام اجرايي آورده است.
اما نکتهي روشني که بعيد است صانعي با توجه به ادعايش مبني بر مرجع تقليد بودن از آن بيخبر باشد، مجازات شرعي و قانوني اتهامي است که او به احمدينژاد وارد ساخته است.
البته شايد او انتظار افشاي اين فحاشيها را به منتخب مردم ايران نداشته اما به هر روي با انتشار فيل صوتي چنين سخناني هرگونه شکايتي از او مستوجب حد خواهد بود.
طبق قانون مجازات اسلامي هر کسي اتهامي را به شخص ديگري نسبت دهد و نتواند صحت اين انتساب را ثابت کند، اگر مستوجب حد نباشد، به يک ماه تا يک سال حبس و تا ?? ضربه شلاق يا يکى از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.
اما ماجراي اظهارنظرهايي که شامل حدود و تعزيرات ميشود، به شيخ يوسف خلاصه نميشود.
مهدي کروبي نيز اخيرا در نامهاي به هاشمي رفسنجاني بدون ذکر نام قربانيان و متجاوزان ادعايي و حتي يک سند، به صراحت مدعي تجاوز جنسي به زندانيان پسر و دختر شده بود که پس از تحقيق مسئولان کذب بودن آن آشکار شد.
به نظر مي رسد اظهارات کروبي نيز همچون صانعي شامل اين حکم اسلامي ميشود چرا که "اگر کسي به يک مؤمن يا مؤمنه نسبت فحشا بدهد و نتواند آن را با 4 شاهد اثبات کند، اولاً اين شخص گناهگار و فاسق است مگر اينکه توبه کند، ثانياً بايد 80 ضربه شلاق بخورد."
ادعايي مشابه آنچه کروبي عنوان کرد، پيش از انتخابات از سوي محمدباقر قاليباف نيز مطرح شد، تا حکم اسلامي مذکور او را هم در بر بگيرد.
شهردار تهران و کانديداي بالقوه تمام انتخاباتها، در جمع ستادهاي انتخاباتياش به صراحت يکي از وزراي دولت نهم را بدون ذکر نام مشروبخوار، وزير ديگر را داراي مفاسد و در نهايت مشايي، معاون وقت رئيس جمهور و همسرش را منافق خوانده بود.
اين اظهارات قاليباف اگر چه از سوي شهرداري تهران مخدوش اعلام شد اما انتشار فايل صوتي آن در اينترنت شبهات را درباره انتساب اين سخنان مجرمانه از بين برد.
در اين ميان احمدينژاد که در دوره چهارساله مسووليتش در دولت نهم آماج حملات به ظاهر انتقادي قرار مي گرفت، طي هفتههاي پيش و پس از انتخابات هدف فحاشي و تهمتها شگفتآوري قرار گرفته است.
با اين حال احمدي نژاد تاکنون موضع خاصي عليه سخنان مجرمانه صانعي اتخاذ نکرده و تاکنون حتي از حق خود براي انجام يک شکايت معمولي نيز گذشته است.
حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) حفظ نظام اوجب واجبات است.
متن شکوائيه آحاد مردم از مشوقين به قانون گريزي
جناب آقاي مرتضوي
دادستان محترم تهران
سلام عليکم
با احترام ، اينجانب ، از نامزد خاص دهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري
آقاي مير حسين موسوي خامنه که به طرق مختلف :
اعم از حضور فعال ، صدور بيانه ، سخنراني و ... ، باعث تشويق افراد به اردو کشي خياباني و نتيجتا آشوب شورش ، تخريب اموال عمومي و خصوصي ، مجروح کردن و کشتن هموطنان بي گناه ،بر هم زدن امنيت عمومي خصوصا مزاحمت هاي دير هنگام شبانه ، افترا و توهين و هتک حرمت اشخاص حقيقي و حقوقي و مسئولين ،اخلال در نظم ، آسايش و عمومي ، ايراد خدشه بر حيثيت نظام در سطح بين الملل ، ممانعت از کسب و کار مغازه داران خيابان ها به جهت ايجاد رعب، خوف وحشت و اصرار بر استمرار آن ، آتش افروزي ، اتلاف اموال عمومي و خصوصي شده اند، همچنين از طراحان و فرماندهان پشت صحنه راهپيمايي ها و تجمعات و اقدامات غير قانوني و خشونت آميز و ضد مردمي که به بهانه ي تقلب در انتخابات و تمکين نکردن به قانون ، پس از انتخابات حماسه بزرگ 22 خرداد ، از تاريخ 23/3/1388 لغايت تاريخ امضاي اين شکايت نامه در سطح وسيع ، گسترده و حجيم به راه انداختند مستندا به مواد 498، 610،609،698،618، 186،187،687،689،203،208،615،675 قانون مجازات اسلامي و ساير قوانين و مقررات مربوط به موضوع ،شکايات دارم . خواهشمند است نسبت به تعقيب کيفري متخلفين و قانون شکنان آشوبگر و معرفي آنها و احقاق حقوق از دست رفته ي اينجانب ، دستور عاجل صادر فرماييد.
من امروز می دانم که کشور ما بخاطر مطرح شدن هولوکاست توسط محمود احمدی نژاد در 4 سال گذشته تحت فشار مضاعفی قرار گرفت اما سوال من از منتقدان و معترضان این است که آیا باید نتیجه هر عملی را در کوتاه مدت جستجو کرد؟
به گفته محمود احمدی نژاد "برای مقابله با تهدید، باید به کانون تهدید حمله کرد".
به کسانی که فکر می کنند همه چیز را می دانند و در عین شعار "زنده باد مخالف" تحمل شنیدن نظر مخالف خود را ندارند، پیشنهاد می کنم کمی به این گفته رئیس جمهور فعلی فکر کنند.
ما نباید برای مقابله با کانون تهدید منتظر تولید بحران از جبهه دشمن شویم و سپس وقتی بحران ها به سراغ ما آمدند، سپر به دست بگیریم و خودمان را محفوظ نگه داریم. باید خود کانون تولید کننده بحران را به چالش کشید. وقتی محمود احمدی نژاد، هولوکاست را به چالش کشید، شاید فکرش را می کرد که نتایجش را در دوران ریاست جمهوری خود نخواهد دید. و مطمئنا اثرات این عمل شجاعانه در دولت های بعد، مشخص خواهد شد. و احتمالا مردم، آن نتایج را دست آورد دولت وقت خواهند شناخت.
اگر هدف اصلی احمدی نژاد، رئیس جمهور ماندن بود، آیا کاری نمی کرد که بجای اثرات بلند مدت، اثرات کوتاه مدت 4 ساله داشته باشد تا مردم اکنون بجای اعتراض و انتقاد، از او تعریف و تمجید کنند و دوباره به او رای دهند؟ کدام رئیس دولت جرات داشت با سهمیه بندی بنزین، بر محبوبیتش چوب حراج بزند؟ یا کدام رئیس جمهور حاضر می شد طرح امنیت اجتماعی در زمان ریاست جمهوریش اجرا شود تا بخش زیادی از جامعه به جرگه مخالفان دولتش بپیوندند؟ قشر نخبه، که باید بر خلاف عامه مردم به مسائل بصورت عمقی نگاه کند و نتایج هر عملی را در بلند مدت جستجو کند آیا به وظیفه نشات گرفته از نخبگی خود به درستی عمل کرده است؟ آیا، کسانی که دولت را به سطحی نگری متهم می کنند، هیچگاه به طرز نگرش خود فکر کرده اند؟
بعضی می گویند احمدی نژاد باعث چند دستگی در کشور شد. آیا لازم نیست کمی فکر کنیم، آنجایی که میدان واقعی مبارزه با ستم و بی عدالتی است، مانند زمان سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)، عده اندکی هستند که بر سر این آرمان مقدس، پایدار می مانند و حاضر به مبارزه می شوند؟ من فهمیده ام کسانی که در این راه رفیق تا پایان راه باشند عده ای قلیل و اندکند و همیشه در طول تاریخ، این اقلیتهایی بودند که در پای آرمانها ایستادند و جنگیدند تا اینکه سعادت را برای کل جامعه خود به ارمغان آوردند. باید مبارزه کرد و بعد "و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا".
این مهم نیست که بقیه کاندیدا ها نیز شعار عدالت طلبی سر دهند، من و خیلی ها می دانیم این واژه ها همه بازیچه اند و کسانی که بتوانند با این واژه ها بازی کنند زیاد.
نوروز باستانی، بر همه مبارک.
اگر در کودکی نوروز را بخاطر تعطیلی، میهمانی، بازی با بچه ها، عیدی، شیرینی و شکلات و آجیل و پیک شادی و ... دوست داشتم، حالا به چه بهانه ای او را دوست داشته باشم؟ بخاطر اوج گرفتن مصرف و تجمل؟ بخاطر دید و بازدید های شکننده، آنهم بعد از یک سال قطع رحم؟ یا بخاطر اینکه بدانم یک سال دیگر را از دست دادم و به مرگ خود یا دیگران نزدیک تر شدم؟
بهترین پیام را در مورد سال نو دوستی فرستاد که او هم مثل من رنجیده از بی عدالتی بود:
نام مسکین و غنی روزی که محو و کهنه گشت
با تساوی عموم آن روز نو نوروز ماست
اما، به آن مردم شریف و نجیب این مرز و بوم احترام می گذارم که علی رغم آن همه مشکلات مادی و شاید غیر مادی، سبزه درست می کنند، ماهی قرمز به درون تنگ آب می اندازند و سفره هفت سین می گسترانند و عید را به یکدیگر تبریک می گویند...
و در این حال مقام خود را بی ارزش می بینم در برابر مقام مادرهایی دلسوز و فداکار، که بیشترین زحمات را متحمل می شوند و خانه را نو می کنند تا قدر ناشناسانی همچو من، غبار یکنواختی را از چشمانمان کنار بزنیم و تازه تر ببینیم. انصافا بهشت زیر پای مادر است.
محرم در راه است و بسیاری از مردم با نیت های خیر، هیئت ها و تکیه ها را برپا می کنند برای عزاداری. همین که با جاری کردن طنین یا حسین، یا حسین در محله های شهر خاکستری من، حال و هوایی حسینی به آن می بخشند و کمی ما مردم شهر را دور می کنند از "دنیا"، برایشان از خدا طلب خیر می کنم. چراکه می دانم ما امروز چقدر از عاشورایی بودن، دوریم.
گاهی با خود می گویم اگر من نیز آن شب جزو کسانی بودم که امام حسین (ع) حجت را بر آنها تمام کرد، آیا در تاریکی شب سپاه حسین (ع) را تنها نمی گذاشتم؟
عزاداری برای سید و سالار شهیدان بسیار بجا و پرثواب است اما به نظر من مهمتر از آن این است که ما همیشه عاشورایی باشیم. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. همیشه طرفدار حق و دشمن باطل باشیم. عزاداری تنها یک وسیله است. باید مراقب بود که جای هدف با وسیله عوض نشود. وقتی جای هدف با وسیله عوض شد نتیجه اش این می شود که تا دیر وقت عزاداری کنیم اما نماز صبحمان قضا شود، 10 روز تمام بر سر و سینه خود بزنیم اما حق دیگران را، ولو اندک، پایمال کنیم یا اینکه در برابر بی عدالتی، حتی در حق دیگران، سکوت کنیم، شب تا صبح زنجیر بزنیم اما فردایش به رهبری و روحانیت، تهمت بزنیم و فحاشی کنیم. این همان عاشورا و همان دینی است که آمریکایی ها و انگلیسی ها می خواهند. عزاداریهای جوانان باید پر شور باشد اما شوری که با شعور همراه نباشد به همان مسیر تباهی که مورد نظر دشمن است هدایت می شود. چه بسیار غیر مسلمانانی که از روی شعور و البته شیفتگی و اخلاص، هر ساله نذر می دهند و در عزاداری مسلمانان شیعه سهیم می شوند. و هستند مسلمانانی که کمترین درکی از نهضت عاشورا نداشته و شبهای عزاداری قابلمه به دست به این خانه و آن خانه می روند.
اگر مردم ایران انقلاب کردند، به خاطر تفکر عاشورایی بود که در فرهنگ ملت ریشه دوانده بود و البته دشمن هم خوب به این مسئله پی برد. برای همین عزاداری ها را اماج استحاله خود قرار داد. اگر هدفشان عاشورا نبود، با ایجاد عروسکی به نام "بن لادن"، "جهاد" را به دروغ، "ترور" معرفی نمی کردند.
روزی در خیابان پوستری دیدم که بر روی ان نوشته بود: "عاشورا همچنان جاریست"
|
|